روابط ایران و آمریکا طی بیش از چهار دهه گذشته همواره میان تنش، بازدارندگی و تلاشهای مقطعی برای دیپلماسی در نوسان بوده است. پس از انقلاب ۱۳۵۷ و قطع روابط رسمی، بیاعتمادی عمیقی میان دو کشور شکل گرفت که با بحران گروگانگیری، تحریمهای گسترده و تقابلهای غیرمستقیم در منطقه تشدید شد. با این حال، این تقابل هرگز به جنگ مستقیم منجر نشد و محاسبۀ هزینه–فایده همواره مانع عبور از آستانه جنگ شده است.
مقاله پیشرو با نگاهی انتقادی و تحلیلی، به واکاوی شکاف عمیق میان «الگوی معیشتی پیامبر اسلام» و «عملکرد حکمرانان در طول تاریخ» میپردازد. نگارنده معتقد است که سنت نبوی با تکیه بر عدالت توزیعی، زهد آگاهانه رهبر و نهادسازی برای حمایت از محرومان، پیوندی ناگسستنی میان اخلاق و اقتصاد ایجاد کرد. با این حال، فرآیند تبدیل «خلافت» به «سلطنت» در دوران اموی و عباسی، آغازگر انحرافی ساختاری بود که در آن بیتالمال به خزانه شخصی تبدیل و شکاف طبقاتی نهادینه شد. این نوشتار ضمن نقد نقش توجیهگرایانه برخی نهادهای دینی در اعصار میانه، در نهایت به بنبستهای معاصر در جوامع اسلامی اشاره میکند؛ جایی که ثروتهای کلان نفتی نه در مسیر برابری انسانی، بلکه در خدمت ساختارهای رانتی، تبعیض علیه کارگران مهاجر و بقای نظامهای تمامیتخواه قرار گرفته است.
توافق ژانویه ۲۰۲۵ میان دمشق و کردها (SDF)، پایانی بر خودمختاری نظامی و آغاز ادغام در دولت مرکزی در ازای کسب حقوق شهروندی و هویت رسمی است. در این معامله، کردها کنترل منابع نفتی و مرزها را واگذار کرده و نیروهایشان در ارتش ادغام میشوند تا در مقابل، از امتیازاتی چون رسمیت زبان مادری و حل معضل بیتابعیتی بهرهمند شوند. این چرخش از اسلحه به سمت سهمخواهی سیاسی، تحت فشار آمریکا و برای خروج از بنبستِ عدم شناسایی بینالمللی صورت گرفته است. موفقیت این الگوی صلح، اکنون در گرو پایبندی دمشق به تعهدات و نظارت جامعه جهانی برای جلوگیری از تکرار تجربههای تلخ سرکوب است
تحلیل پیشرو بیانگر آن است که عبدالله اوجالان با رویکردی هنجاری و گزینشی، مفاهیم تاریخ اسلام همچون میثاق مدینه، جهاد و شورا را از بستر تاریخیشان جدا کرده و با بازتعریف آنها در قالب «اسلام دموکراتیک»، تلاشی آگاهانه برای مشروعیتبخشی دینی به پروژه سیاسی «جامعه دموکراتیک» انجام داده است؛ این بازخوانی اگرچه با زبانی اخلاقی و ضدخشونت، پلی میان سنت و مدرنیته میسازد، اما به دلیل ابهام در سازوکارهای عملی و سادهسازی تعارضات تاریخی، مشخص نیست که یک دگردیسی فکری صادقانه است یا صرفاً اقدامی تاکتیکی و بهرهگیری ابزاری از دین برای عبور از بنبستهای گفتمانی به حساب میآید.
این مقاله به تبیین فلسفه و عملکرد «جماعت دعوت و اصلاح» بهعنوان جریانی معتدل میپردازد که با نفی افراطگرایی و سکولاریسم، بهدنبال آشتی میان سنت و تجدد و ترویج اسلامی انسانمحور و عقلانی است. نویسنده با تأکید بر چهارگانه «توحید، تزکیه، عدالت و سازندگی»، استراتژی این جماعت را تمرکز بر تحول مدنی و فرهنگی از پایین به بالا (ساختن انسان) بهجای تصاحب قدرت سیاسی معرفی میکند. در نهایت، ضمن بررسی چالشها و مواضع بلوغیافته جماعت در برابر منتقدان، این مسیر بهعنوان راهی صبورانه برای دستیابی به عدالت، آزادی و هویت ملی تکثرگرا در ایران امروز ترسیم شده است.
جامعه مدنی به عنوان رکن سوم نظم اجتماعی، از طریق نظارت بر قدرت، تقویت سرمایه اجتماعی و میانجیگری میان دولت و شهروندان، بستر ساز تحقق حکمرانی شایسته است. پایداری این ساختار مستلزم تعامل دوجانبهای است که در آن دولت با تضمین آزادیهای قانونی و جامعه مدنی با حفظ استقلال و شفافیت، به بازتولید اعتماد عمومی میپردازند. علیرغم چالشهای ساختاری، پویایی این نهادها یگانه مسیر گذار به توسعه متوازن و ایجاد جامعهای مسئولیتپذیر، عادل و پیراسته از فساد تلقی میشود.
کردستان ایران یکی از مناطق ژئوپلیتیک مهم کشور است که در بخش غربی ایران و در مجاورت مرز عراق قرار دارد. این منطقه بهواسطه تنوع قومی و فرهنگی، سابقه تاریخی غنی و موقعیت جغرافیایی کوهستانی، همواره در کانون توجه سیاستگذاران، پژوهشگران و افکار عمومی بوده است. با این حال، در طول دهههای گذشته، کردستان همواره با چالشهایی جدی در حوزههای مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیستمحیطی مواجه بوده است. بررسی آمارهای رسمی نشان میدهد که شاخصهای توسعه در استانهای کردنشین کشور در مقایسه با میانگین ملی پایینتر است (مرکز آمار ایران، سالنامه آماری استان کردستان، ۱۴۰۲). این وضعیت بهویژه در حوزههایی چون نرخ بیکاری، سطح آموزش عالی، توسعه صنعتی و کیفیت زیرساختها مشهود است.
استاد عبدالرحمن پیرانی از مهمترین چهرههای دینی-اجتماعی معاصر اهل سنت ایران است که فراتر از جایگاه سازمانی خود در جماعت دعوت و اصلاح، بهعنوان الگویی از «رهبری خدمتگزار» شناخته میشود. ویژگی متمایز او در پیوند دادن ایمان عمیق با عمل اجتماعی پایدار و تقویت سرمایهی اجتماعی جامعه مسلمانان تبلور یافته است. یادداشت حاضر به قلم محمدعلی سوره، با رویکردی تحلیلی میکوشد نشان دهد که کاریزمای پیرانی نه در قدرتنمایی، بلکه در فروتنی، صداقت و خدمتمحوری جلوهگر است و میراث او تنها روایت تاریخی نیست، بلکه مسئولیتی مستمر برای بازتولید صادقانهی راه و منش وی در نسلهای آینده بهشمار میآید.
پیامبر اسلام(ﷺ) فراتر از یک پیامآور اخلاق و عبادت، معمار تمدن و سیاستمداری خردمند بود. این مقاله ابعاد کمتر گفتهشده از سیرهی ايشان را برجسته میکند: مدیریت بحران، توجه به محیطزیست و بهداشت، سادهزیستی عملی، پایهگذاری حقوق شهروندی، احترام به تنوع فرهنگی و تأکید بر عقل و مشورت. سیرهی پیامبر(ﷺ) الگویی جامع برای امروز است؛ الگویی که بر عدالت، خردورزی، رحمت و کرامت انسانی استوار است
این نامهی سرگشاده از سوی یک شهروند سردشتی خطاب به رئیسجمهور، بازتابی از دردها و محرومیتهای مزمن سردشت است؛ شهری که با وجود قربانی شدن در حملهی شیمیایی سال ۱۳۶۶، هنوز از کمبود امکانات درمانی، آموزشی، فرهنگی، اقتصادی و زیرساختی رنج میبرد. نویسنده خواهان رسیدگی فوری به وضعیت بهداشت و درمان، ایجاد فرصتهای شغلی، بازسازی راهها، توسعهی آموزش و ورزش، سرمایهگذاری در بازارچه مرزی و گردشگری و حضور مسئولان برای شنیدن مستقیم صدای مردم است. پیام اصلی نامه، مطالبهی عدالت، توجه عملی و پایان دادن به فراموشی و تبعیض علیه مردم سردشت است.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل